چقدر این تصاویر شبیه بارگاه یزید در پرده های نقاشی پرده خوانان است

دسامبر 30, 2009 با nayesabz

امام حسین نه درسال61هجری ،که پیش از آن توسط دستگاه تبلیغاتی اموی کشته شده بود. همان دستگاهی که جامعه را چنان مسخ و تحمیق کرده بود که وقتی علی بن ابیطالب ،به هنگام نماز در مسجد کوفه به شهادت رسید، عوام فریفتگان بوقهای تبلیغاتی اموی ، از یکدیگر می پرسیدند: علی را با مسجد چه کار؟ در چنین جامعه­ای بود که می شد امام حسن را مطرود و منزوی ساخت و می شد حسین را به اتهام خروج از دین جدش به قتل رساند. خون انسان که شرافتی مؤکد در اسلام دارد، مباح شمرده می شود و حسین را به جرم ترک مکه به هنگام موسم حج مهدورالدم می شمرند. وقتی جامعه به خرافا ت و جهل آلوده شود، آنگاه می توان لباس حق را بر باطل پوشاند. در چنین حالتی است که حسین  در میان هیاهو آماج تیرهای مردمانی قرار میگیرد که به قصد قربت در صدمه بر او بر یکدیگر سبقت می جستند. یزید اما با ریختن خون حسین ، خود را رسوا کرد. بی جهت نبود که زینب در مواجهه با او میگوید: ” جز زیبایی ندیدم “

وجدانهای پاک سرانجام بیدار شدند و از خود پرسیدند: مگر نمیشد حسین را رها کرد تا به گوشه­ای برود. چرا خون او ریخته شد؟

حال ماییم و عاشورای حسین . عاشورایی که یادآور قیام علیه حکومت جور است. علی وفرزندانش ملاک حقانیت هر حکومتی را اقبال مردمی و اجرای عدالت قرار دادند .

علی حکومت را نپذیرفت و برای آن تلاش نکرد مگر هنگامی که مردمان از او خواستند. او هیچ گاه به تحمیق مردمان نپرداخت، بلکه این معاویه بود که همواره از طریق فقیهان دین فروش سعی کرد چهره پاک علی را آلوده کند. پسرانش نیز بدون اقبال مردم کاری نکردند .

چون مردمان کوفه از امام حسین دعوت کردند، او با اجابت دعوت آنان راهی کوفه شد. وقتی هم کوفیان عهدشکنی کردند، راه خویش را کج کرد. حکومت جور ، امام حسین را شهید یا ذلیل می خواست چون این دو راه را در مقابلش قرار دادند او شهادت را برگزید . بعدها هم هر علوی که قیام کرد، اقبال مردمی پشتوانه اش بود .

علویان در بیعت با مردم بر این نکته پا می فشردند: این بیعت تا زمانی پابرجاست که ما به عدالت رفتار کنیم.

سؤال اینجاست کدام رفتارهای علی خامنه­ای به روش امام حسین و علویان شبیه است؟ آیا حسین بر تخت حکومت بود که یزیدیان بر او قیام کردند یا یزید بر تخت حکومت جور و ستم نشسته بود؟ فقیهان دین فروش کمر به خدمت که بسته­اند؟ تریبونهای دولتی، رسانه­ها و اموال عمومی در اختیار چه کسی است که یک اقلیت هدر میدهد.

حرکت عاشورا را مزدوران ولایت فقیه شکستند که خون شیعیان را بر خاک ریختند یا مردمی که قصد راهپیمایی سکوت را داشتند و چون مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، دیکتاتور را مورد خطاب قرار دادند؟ عاشورای حسینی سال 1388 هجری خورشیدی بسیار شبیه عاشورای حسینی سال 61 هجری قمری بود. یزید زمان خون بیگناهان را بر زمین می ریزد و آن هنگام خود را حسین می نامد. یاد این گفتار پدرم افتادم که هر بار تصویر خامنه­ای را بر صفحه تلویزیون میدید که عده­ای از این فقیهان دین فروش چون احمد جنتی، مهدوی کنی، خزعلی و دیگران بر گردش نشسته بودند، می گفت :

“چقدر این تصاویر شبیه بارگاه یزید در پرده­های نقاشی پرده­خوانان است.”

ما از عاشورای امسال جز زیبایی ندیدیم. رسوایی تو سند افتخار ماست.

تکلیف ناصر مکارم شیرازی با خودش روشن نبوده و نیست !

دسامبر 23, 2009 با nayesabz

ناصر مکارم شیرازی ، این روزها داعیه دار ولایت فقیه شده و آیت الله منتظری را به جهت معارضه با آیت الله خمینی ، مورد طعنه قرار می دهد . ناصر مکارم شیرازی یا دچار کندی حافظه شده یا ملت ایران را کم حافظه می داند ، در حالیکه مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی – چاپ اول – حاکی از مخالفت وی با اصل ولایت فقیه است . همچنین خاطرات سید ابوالحسن بنی صدر ، و خاطرات محمد رشیدیان –نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان قانون اساسی و نماینده مردم آبادان در مجالس اول ، دوم ، سوم ، چهارم و ششم – ناظر بر این مخالفت است .

محمد رشیدیان  ( رشیدیان ، 1382 ، صفحه 253 ) روایت می کند :

” ناصر مکارم شیرازی ، در هنگام طرح اصل ولایت فقیه ، در کمیسیون های مختلف تردد داشت و نمایندگان را به مخالفت با آن ترغیب می کرد . به هنگام طرح این اصل در جلسه علنی مجلس ، ناصر مکارم  نطق تندی علیه ولایت فقیه نموده و ان را مقدمه استبداد دینی دانست . پس از آن  ، من در اعتراض به این نطق گفتم : انتظار ما این بود که این سخنان از دهان ” کیانوری ” و ” رحمت الله مقدم مراغه ای ” خارج شود . نه اینکه یک عالم دینی مانند آقای مکارم این سخنان را بزند . در این هنگام ، مکارم شیرازی ، عصبانی شده و قصد خروج از جلسه را داشت که دکتر بهشتی با عذرخواهی از آقای مکارم ، مرا به رعایت متانت دعوت کرد . “

همچنین ناصر مکارم شیرازی در مورد همکاری اش با دارالتبلیغ آیت الله شریعتمداری – فارغ از قضاوت در باره آن -  چه می گوید ؟ او می تواند به کتاب ” شریعتمداری در دادگاه تاریخ ” نوشته سید حمید روحانی ( زیارتی ) رجوع کند که در آن اسنادی پیرامون همکاری مکارم شیرازی با این موسسه اورده و آن را از نکات منفی همکاران دارالتبلیغ دانسته است . سخن بر سر آن است که ناصر مکارم شیرازی بهتر است صداقت را سرلوحه خود قرارداده و مقلدان ساده لوحش را با این بندبازی ها نفریبد .

چرا دیکتاتورها از تاریخ درس نمی گیرند و همگی سرنوشتی یکسان دارند ؟

دسامبر 19, 2009 با nayesabz

دیکتاتورها و مستبدین همواره به یک شیوه عمل می کنند . تنها روش های انهاست که به تبع زمان و مکان متفاوت است . دیکتاتور ها از زبان مردم سخن می گویند و خود را نماینده مردم می دانند . گاهی هم به نمایندگی از خدا سخن گفته و رفتار خود را توجیه می کنند ، چنانچه چنگیزخان مغول ، خود را عذاب الهی می دانست که بر سر مردمان فرود آمده است تا آنان را به سزای اعمالشان برساند .

حال فرقی نمی کند که چنگیز خان صحرانشین مغول باشی یا ناصرالدین شاه قاجار فرنگ دیده ، رضا شاه مخالف مذهب باشی یا رهبری که داعیه مذهب دارد . دیکتاتور که باشی به یک شیوه عمل می کنی . به ویژه اگر متعلق به زمان نباشی و چون توپی ، از قرون گذشته به زمان حال پرتاب شده باشی ، آنوقت است که رفتارهایت ، درتکرار تاریخ ، حالتی طنز و مسخره پیدا می کند . دراین میان ، رهبر جمهوری اسلامی ، که شخصیتی کاریکاتورگونه از سنت و تجدد دارد ، رفتارهایش ، تکرار کمیک رفتارهای همه دیکتاتور ها از قدیم و جدید شده است . ازیکسو گویی خسروپرویز ، سفاح ، نرون و چنگیز است و از سوی دیگر ، چونان رضا شاه ، هیتلر ، موسیلینی و محمدرضا شاه رفتار می کند .

همین نمایش های تلویزیونی اخیر در اعتراض به اهانت به بنیانگذار جمهوری اسلامی ، تکرار کمیکی از رفتارهای اسلاف اوست . در رژیم گذشته ، یکی از راهکارها برای مقابله با اعتراضات مردمی ، شبیه سازی و بدل سازی تظاهرات مردمی بود . حزب ایران نوین ، به رهبری امیرعباس هویدا ، وظیف داشت که عده ای از نیروها و اعضای خود را به عنوان دانشجو ، به دانشگاه ها تزریق کرده و از انها به عنوان نیروی خنثی کننده دانشجویان استفاده کند . همچنین در مواردی که اعتراضات دانشجویی وسیع و گسترده بود ، از نیروهای حزب و به ویژه شاخه جوانان آن ، برای ضرب و شتم دانشجویان کمک می طلبیدند .

شرح چنین سیاست هایی در کتابی به نام ” اسنادی از جنبش دانشجویی در ایران ” به طور مستند آمده است .

نهایت اما این قدرت مردم بود که بر همه این تظاهرسازی ها پیروز شد . بنابراین رفتارهای اخیر رژیم ، کارجدیدی نیست . جنبش سبز هم با این جنگ های روانی از میان به در نمی رود که پیش از شما نیز دیکتاتورها چنین شیوه ها و روش هایی را آزموده اند .

بالاخره بعد از 30 سال : محرمی متفاوت در راه است …

دسامبر 16, 2009 با nayesabz

مدعیان امام حسین در طول تاریخ ، دو دسته بوده اند . گروهی که چون زینب ، پیام سبز حسین را انتشار دادند و گروهی چون سیاهپوشان بنی عباس که با نام حسین به قدرت رسیدند . بنی عباس ، چون علیه بنی امیه قیام کردند ، جامگان سیاه را به عنوان نماد و نشانه خود برگزیدند و گفتند ما عزاداران خامس آل عباییم . این عزاداران ، حسین را وسیله می خواستند و جز گریستن برای او هدفی دیگر از یاد حسین مراد نمی کردند ، در حالیکه پیام حسین این بود : ” اگر دین ندارید ، لااقل آزاده باشید ” .

محرم امسال ، تقابل سبزاندیشان حسینی با وارثان تمامی سیاه اندیشان تاریخ است . سیاه اندیشانی که گاهی با جامه سیاه ، درون خود را نیز تجلی می بخشند . پیام سبز حسین را بایستی بیش از هرزمان فریاد زد . همانگونه که دکتر علی شریعتی می گوید : ” یا حسینی باید بود یا زینبی ، ورنه ، در صف یزیدان قرارخواهیم گرفت ” .
اگر چون زینب ، بر ظلم و ستمی که در این چند ماه برمردمان ایران رفته ، فریاد برنیاوریم ، در صف یزیدیان طرفدار سیاهی و ظلم قرار خواهیم گرفت .

معترضان اهانت به آیت الله خمینی : ” … ما با پای پیاده می رویم و جنگ نرم را فتح می کنیم “

دسامبر 12, 2009 با nayesabz

تهدیدهای افراد کم مایه رژیم ، همچون غلامحسین محسنی اژه ای ، باردیگر ناکارآمدی خود را نشان داد . محسنی اژه ای که در کارنامه خود فتوای قتل قربانیان قتلهای زنجیره ای ، ریاست دادگاه ویژه روحانیت – با وجود سواد کم علوم دینی ، در اندازه مقدمات و سطح اول – را دارد ، هراز چندگاه ، بر صفحه تلویزیون حاضر شده و تهدید به بگیر و ببند ملت می کند .

با این همه ، مردمان بی پروا و از جان گذشته ، هربار بی اثر بودن تهدید کننده و تهدیداتش را به نمایش می گذارند . اینبار اما پیش از رخداد 16 آذر 1388 ، رژیم با توجه به نشانه رفتن شعارها به سمت رهبر جمهوری اسلامی  و لگدمال کردن تصاویر او ، سناریوی به آتش کشیدن تصویر آیت الله خمینی را طراحی و اجرا کرد . اجرای این سناریو ، نکات چندی را در بردارد .

اول انکه ، رهبرجمهوری اسلامی به نامشروع بودن خود در نزد افکار عمومی پی برده است . او می داند در نزد بسیاری از مذهبیون انقلابی به عنوان برباددهنده میراث انقلاب آیت الله خمینی شناخته می شود . از همین رو بایستی جنبش سبز به عنوان حرکتی برانداز برای کل تلقی شود ، نه حرکتی اصلاحی که درصدد اصلاح معایب نظام ، حتی ولی فقیه آن است .

دوم آنکه ، رهبر جمهوری اسلامی می داند برخلاف او ، آیت الله خمینی خود به جهت وجه کاریزماتیکی که داشت ، مبنای مشروعیت بود . مشروعیتی که هنوز در نزد لایه هایی از اجتماع وجود دارد . از همین رو ، علی خامنه ای ، از کیسه آیت الله خمینی برای نجات خود هزینه می کند . در این مورد ، او به مانند سفاح عباسی – موسس خلافت بنی عباس – عمل می کند . سفاح که به معنای خونریز می باشد ، با توجه به اینکه می دانست بنی عباس در میان مردم جایگاهی ندارند ، و این بنی هاشم و خاندان پیامبر  هستند که می توانند توده ها را علیه بنی امیه بسیج کنند ، با شعار ” الرضا من آل محمد ” سعی کرد از این محبوبیت ، برای خود هزینه کند .

با اذعان به این موارد ، رهبر جمهوری اسلامی و اعوانش ، سعی کردند سناریوی اهانت به آیت الله خمینی را اجرا کنند ، غافل از اینکه نه برای خامنه ای و نه رسانه ضرغامیسم ، اعتباری باقی نمانده که معتقدین نظام هم به آن اعتماد کنند . رسانه میلی ضرغامی ، تنها تکیه گاهی برای جاهلان است . به طوریکه در اخبار ساعت 23 شبکه خبر روز جمعه 20 آذرماه ، گوشه از تظاهرات محدود و چند ده نفری در قم در اعتراض به حادثه اهانت به آیت الله خمینی را نشان می داد که فردی با عنوان سخنران می گفت :

” اگر ولی فقیه امر کند ، ما با پای پیاده می رویم و جنگ نرم را فتح می کنیم ” .

گفتار و رفتار این افراد ، یاداور ساده لوحی های اهالی سریال شب های برره است که در یکی از قسمتها ، وقتی اهالی روستا به مانور نظامی رفتند ، مجروح و زخمی از جنگ با دشمن فرضی بازگشتند . باید به این افراد گفت : شما یا نمی دانید ولی فقیه چیست ؟ یا معنای جنگ نرم را نمی فهمید و یا تصوری  از پای پیاده ندارید  .

تا ” زر ” و ” زور ” و ” تزویر ” حاکم باشد ، هر روز ، 16 آذر است

دسامبر 5, 2009 با nayesabz

غدیر ، یک آموزه و یک پیام است . پیامی از قعر جاهلیت عربی که حتی پیامبر خدا نیز بایستی برای پیام الهی همراهی جمع را بطلبد . آنگاه پیامبر خدا  ، محمد بن عبد الله ،  علی ابن ابی طالب  را به عنوان جانشین خود معرفی کرد ، برای این اقدام ، بیعت توده های حاضر در غدیر خم را طلبید . چون آن هنگام که محمد ، دار دنیا را ترک گفت ، توده ها ،  دیگری را به جای علی  برگزیدند . علی هم از آنجا که در نزد همین توده ها مقبولیت نداشت ، سکوت را پیشه ساخت . او به ابزار زر و زور و تزویر متوسل نشد تا مردمان را به خلافت خود راضی سازد . چه او حکومت را از عطسه بزی و کفش پاره ای بی ارزش تر می دانست .

حال ، علی خامنه ای که خود را علی زمان می داند و مزدورانش ، برای ولایت او ، یقه درانی ها  می کنند ، چه نسبتی با علی دارد ؟ آن شیفته و تشنه قدرتی که در این ماه های اخیر ، بدترین دوره از  ریاستش را به مردم ایران نمایانده است .

عید غدیر امسال ، سبز ترین غدیر سال های گذشته ، برای ملت ایران است . ایرانیان به این پیام حکومت اصیل علوی پاسخ مثبت دادند که آزادگی و آزادی را بر زندگی در زیر یوغ استبداد و جهل ترجیح می دهند . ایرانیانی که خود را از جهل و بندگی رهانیده و به بالاترین معنای آزادی دست یافته اند . فردای غدیر امسال ، 16 آذر است . 16 آذر سال 1332 ، برخلاف نظر احمد جنتی ، تنها نماد مبارزه با استعمار نیست . در این روز ، 3 آذر اهورایی ، سه قطره خون شدند تا فریاد اعتراضشان به دولت کودتا را برای همیشه تاریخ ثبت کنند . جالب اینکه احمد جنتی که تا همین دیروز ، 3 دانشجوی شهید 16 آذر را 3 توده ای می دانست که ارزشی برای بزرگداشت ندارند ، حال امروز ، سنگ آنان را بر سینه می زند .

16 آذر ، و عید غدیر خم ، دو نماد ملی و مذهبی هستند . پیام این دو روز ، برای جنبش سبز این است که چون به رای و عقیده مردم  احترام گذاشته شود ، خونی به ناحق ریخته نخواهد شد . تا زر و زور و تزویر حاکم باشد ، هر روز  16 آذر است  ، نه برای دانشجویان ، که برای همه مردم ایران .

برای حکومت ولایت فقیه ، امنیت خودش مهم است ، نه امنیت مردمش !

نوامبر 25, 2009 با nayesabz

از بی ناموسی های روز 13 آبان 1388 ثمری دیگر برآمد . به قول معروف ، هر دم از این باغ بری می رسد . در روزی که نیروهای انتظامی ، سپاه و بسیج ، در خیابان ها و میادین منتهی به میدان هفت تیر تهران گردآمده بودند تا جنبش سبز را سرکوب کنند ، زنی جوان در مسیر خانه اش در خیابان خاوران ربوده و به قیام دشت برده شد و در آنجا با همراهی دو مامور نیروی انتظامی ، مورد تجاور قرار گرفت . آنچه در این ماجرا تاسف آور است ، ربودن آن زن در روز 13 آبان ، تجاوز در اتومبیلی در کنار جاده ، و نهایتا همراهی ماموران نیروی انتظامی با متجاوزان است .

در حاکمیتی که امنیت خود را بر امنیت شهروندان ترجیح می دهد ، هر عملی بدیهی است . از نیروی انتظامی و سپاه و بسیجی که ناموس ایرانی را مورد تعرض فیزیکی و زبانی قرار می دهد ، جز این نیز انتظاری نیست . جنبش سبز علوی دروغین ، آنچه می کند ، بیشتر به خوارج نهروان می ماند . خوارجی که فریاد ” لاحکم الا لله ” شان ، گوش فلک را کر کرده بود ، اما از تعرض به ناموس مسلمانان ابایی نداشتند . همان هایی که وقتی ” خباب ابن ارت ” ، از یاران امام علی  را به قتل رسانده و شکم زن حامله اش را دریدند ، حجت را با امام علی تمام کردند ، که اینان ، دست تعرض بر خون و ناموس مردمان گشوده اند .  وگرنه ، در قاموس امام علی ، حتی فحش و ناسزا ، به مقام حاکم مسلمانان ، نه تنها مجازاتی در برنداشت ، که مخالفان از تمام حقوق برخوردار بودند  .

مدعیان جنبش سبز علوی ، در کردار خویش بنگرند ، که بی ناموسی هایشان ، بیشتر به خوارج نزدیک است یا به رفتار آن مولای همام ، که حرمت عایشه را نیز پاس می داشت . امام علی ، بر خلاف علی خامنه ای ، امنیت شهروندان را بر امنیت حکومت ترجیح می داد ، چرا که به اعتقاد امام علی :

” مردم یا در دین با تو برادرند یا در خلقت با تو برابرند .”

به قول مولانا جلال الدین مولوی :

” کار پاکان را قیاس از خود مگیر

گر چه ماند در نبشتن شیر و شیر “

رفتار آقایان ، بیشتر شبیه شاه سلطان حسین صفوی است که امنیت خود را ارجح بر هر امری می دانست . از همین رو از حرکت محمود افغان به سوی اصفهان غفلت کرد و از ان جلوگیری ننمود تا آنگاه که افغان ها بر در کاخ او رسیدند . در آن وقتی که صدای شکستن استخوان ها به دربخانه رسید ، شاه بی لیاقت ، تاج خویش را بر سر محمود افغان گذاشت . حال ، آنچه برای حکومت ولایت فقیه مهم است ، امنیت خویش است نه امنیت مردمان .

بیچاره تاریخی که مورخش احمد جنتی است !

نوامبر 25, 2009 با nayesabz

احمد جنتی ، خطیب بی سواد نماز جمعه تهران ، هر از گاهی سعی دارد شباهت سازی های تاریخی نموده و علی خامنه ای و اعوان و انصارش را در جایگاه امام علی نشانده و مخالفان را به گمراه و منحرفان صدراسلام تشبیه نماید . البته از مدرس کم دانش مدرسه علمیه حقانی که در آن مدرسه جز دروس مقدماتی تدریس نمی کرد و به مدد نقشی که به عنوان حاکم شرع در اعدام متهمان پس از انقلاب و اهواز ایفا کرد  به جایگاهی در جمهوری اسلامی دست یافت ، جز این انتظاری نیست .

جنتی که به جهت حضور پسرش ” اکبر جنتی ” در سازمان مجاهدین خلق ، یک زمان با تندروی های آنان در تصفیه های پس از انقلاب همراهی کرد ، بعد از آن هم سعی کرد  ژستی تندروانه به خود بگیرد . اینک نیز همانند سابق آنی می گوید و می کند که دیگران به او دیکته می کنند . از همین رو چندان در پی آن نیست که به گفته هایش بیاندیشد . سخن اما بر سر شبیه سازی های  تاریخی احمد جنتی است . سناریویی که نه تنها احمد جنتی که بسیاری از ارکان نظام از سید علی خامنه ای گرفته تا دیگر سطوح مریدانش آن را بر زبان می رانند . به طوریکه آنان ، مخالفان خود را به دلیل جایگاهشان در انقلاب به طلحه و زبیر مانند می کنند .

شبیه سازان اما باید بدانند اولا” هیچ واقعه تاریخی بدون کم و کاست تکرار نمی شود ، چرا که تفاوت های زمانی و مکانی ، مانع از تکرار کامل یک حادثه می شود .

ثانیا ” ، این تکرار های تاریخی هم عاری از علت و معلول های اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی نیستند .

اگر بخواهیم یک شبیه سازی ، همانند  شبیه سازی هایی که  امثال جنتی و خامنه ای در خطابه هایشان جعل می کنند ،  داشته باشیم  ،باید دانست که  ظهور امثال طلحه و زبیر و معاویه نیز  ، به یکباره نبوده است  و این سخن علی خامنه ای که افراد ، یک شبه منافق می شوند ، سخنی بی پایه است  .

اگر  جمهوری اسلامی را همچون صدر اسلام گرفته و نقش روح الله  خمینی را به پیامبر اسلام تشبیه  کنیم ، باید بدانیم بر اثر پشت کردن به آرمان های پیامبر ، از جمله کنار زدن امام علی بود که انحراف آغاز شد . بنابر این بایستی نقش امام علی را به آیت الله منتظری و در مقابل نقش ابوبکر را به  علی خامنه ای و نقش عمر بن خطاب را به هاشمی رفسنجانی بدهیم . بنابر این در سایه ولایت و حکومت این ابوبکر و عمر بود که عده ای همچون طلحه ، زبیر ، معاویه و سعد ابن ابی وقاص ، به الاف و الوف رسیده اند .

با این حساب ، نقش این افراد را باید به کسانی چون ، محمود احمدی نژاد ، احمد جنتی ، برادران لاریجانی ، احمد خاتمی و … داد . سرداران سپاه نیز ، مانند همان طبقه تازه به دوران رسیده صدر اسلام هستند که از قبل لشگر کشی های پس از پیامبر ، به موقعیت های سیاسی و اقتصادی رسیده بودند . همه این گروه ها ، در صدر اسلام ، در مقابل حق مردم ایستادند .

حال لازم نیست که تمامی شخصیت ها و وقایع ، عینا تکرار شوند . چرا که ابوبکر انقلاب ، بر خلاف ابوبکر اسلام ، عمر طولانی تری دارد . اما اگر بنا به شبیه سازی دقیقی باشد ، این شباهت ها به صواب نزدیک تر است . آقایان لطف کرده با وجود بی سوادی مفرطشان ، تاریخ را دقیق تر بخوانند .

” ناموس فروشی ” در حاکمیت استبداد

نوامبر 8, 2009 با nayesabz

13 آبان 88 روز زنان و دختران ایران زمین بود . زنان و دخترانی که با جسارتشان وقاحت سربازان ولایت فقیه را عریان کردند . سربازانی که برای دفاع از کیان ولایت فقیه ، دست تعرض به سوی دختران کم سن و سال و زنان کهنسال گشودند . و از دشنام های ناموسی هم ابا نکردند .

حکایت آن روز ، یاداور حکایت دختران قوچان در دوران سلطنت مظفرالدین شاه قاجار بود . دخترانی که توسط آصف الدوله شاهسون ، در ازای مالیات به اسیری گرفته شده و به ترکمانان فروخته شدند . دختران قوچان فروخته شدند تا هزینه سفرهای شاه ظل الله ، به اروپا و مخارج نهاد سلطنت تامین شود . مشروطه که شد ، برخی از نمایندگان مجلس شورای ملی ، مانند سید محمد طباطبایی و سید حسن تقی زاده ، پیگیر این فاجعه شدند . با این همه ، حکایت دختران قوچان به فراموشی سپرده شد .

افسانه نجم آبادی ، در کتابی به نام ” حکایت دختران قوچان ” این فراموشی را از جانب ایرانیان ، اعم از دولتی و غیر دولتی ، عمدی می داند . به اعتقاد او ایرانیان ، به ناموس پرستی شهره اند و ناموس در قاموس آنان ، جایگاه خاصی دارد ، حال آنان به دشواری می توانستند بپذیرند که به ناموس فروشی متهم شوند . ایرانیان به عمد ، حکایت دختران قوچان را در حافظه تاریخی شان به فراموشی سپردند تا در تاریخ به ننگ ناموس فروشی ، شهره و آلوده نشوند .

امروز ، ماییم و تعرض زبانی و فیزیکی سربازان ولایت فقیه به ناموس ایرانی . آن کسی که خود را ایرانی غیرتمند می داند ، بایستی تکلیف خویش را با این تجاوز و وقاحت روشن کند . آیا مدعیان جنبش سبز علوی دروغین ، تعرض به نوامیس را جایز و مشروع می دانند ؟ به امام علی روجوع کنید ! آن امامی که وقتی از پاره کردن گوش زن یهودیه ای برای ربودن گوشواره اش با خبر شد فرمود :

” اگر مردی از اندوه این خبر بمیرد ، بر او سرزنشی نیست “

تصور کنید زنان و دخترانتان در میان این جماعت به اعتراض آمده اند . مگر کم بودند دختران محجبه ای که بی محابا تر از دیگران ، فریاد می زدند . همان هایی که حجابشان ، همواره الگوی حجاب اسلامی مورد ادعای مدعیان اسلام بوده است . همان گونه که ترانه موسوی ، از این دست دختران ایران زمین بود . اگر پدرانمان به عمد ، حکایت دختران قوچان را فراموش کردند ، اکنون زمانه دیگری است . دیگر نمی توان چشم بر بی ناموسی های چماق به دستان ولایت فقیه بست . یا آنان را خارجی های مزدور فرض کرد . بایستی این رفتارها را افشاگری و ثبت تاریخ نمود تا آیندگان بدانند زنان و دختران ایران زمین در چه زمانه و باوجود چه نامردانی آزادی را فریاد زدند . به قول مهندس بازرگان درکتاب ” سازگاری ایرانی ”   :

” مدارا و سازگاری ایرانیان در مقابل رفتارهای حاکمان مستبد داخلی و خارجی ، نشات گرفته از بیماری پفیوزی است . “

از همین رو این وقاحت ها را بایستی فریاد کرد که وقتی حاکمان نماینده واقعی مردم نیستند ، دیگر رفتار آنان فرهنگ عمومی را نمایندگی نمی کند تا برای حفظ آبروی خودمان بر آن سرپوش بگذاریم . آنان که در تاریخ به ناموس فروشی و بی ناموسی شهره خواهند شد ، نه ملت ایران که ” آصف الدوله ” ، ” مظفرالیدن شاه  ” و ” خامنه ای ” خواهند بود .صفحه اول روزنامه واشنگتن پست

سردار نقدی ! جای ” جنبش سبز علوی ” شما در ” کاخ سبز معاویه ” است !

نوامبر 3, 2009 با nayesabz

13 آبان ، نماد گفتمان انقلاب اسلامی است . آیت الله خمینی ، این روز را انقلاب دوم و مهم تر از انقلاب اول معرفی کرد . این روز ، آغازگر یک گفتمان در انقلاب شد . گفتمانی که داعیه دار تکیه بر مردم بود . این بود که دولتمردان دولت موقت کناره گرفتند و سیاست های خیابانی ، بر سیاست های دولتی سایه انداخت . هر چند کسانی چون بهشتی و مهدوی کنی ، با تسخیر سفارت آمریکا مخالف بودند ، اما حضور توده ها در حمایت از این اقدام ، آنان را به سکوت یا همراهی واداشت . درست است که عده ای بر این موج توده ها سوار شده و آنچه نباید می کردند ، کردند . اما امروز ، عده ای داعیه دار این میراث و گفتمان شدند که هیچ صبغه و سابقه ای در آن ندارند . درواقع ، مشکل حاکیمت ولایت فقیه علی خامنه ای ، از همین نقطه آغاز می شود .

حضور مردم در سالهای ابتدایی انقلاب بر مبنای عقیده و احساس تکلیف بود . از همین رو وقتی دانشجویان از دیوار های سفارت ، بدون اطلاع آیت الله خمینی و دیگر سران انقلاب بالا رفتند ، مخالفتی با این اقدام نشد که اکثریت جامعه با آن همراه بود . بر این اساس سعی شد با سیاست های خیابانی ، رقبا و برخی از رفقا ، از میدان به در شوند .

امروز اما ولی فقیه و اذنابش ، توده ها را به سرکوب تهدید می کنند که راهپیمایی های توده ای دیگر در جهت تثبیت و تایید نیست . این درواقع ، انحراف از گفتمان انقلاب 57 است . انقلاب  57 به رهبری آیت الله خمینی ( با همه انتقاداتی که می توان به آن داشت ) ، سعی داشت مردم را همراه خود داشته باشد . از همین رو ، مخالفان حتی اگر منطقی قوی داشتند ، به جهت این عدم همراهی توده ها ، از ظهور و بروز می ماندند .

اینک ، اوضاع  دگرگون شده است . توده ها نه همصدا با حاکمیت ولایت فقیه ، که در جهت مخالف آن قرار دارند . از همین رو ، مردمی  که تا دیروز ، ملت شریف ، فهیم و آگاه خوانده می شدند ، امروزه ، فریب خورده ، مزدور و اغتشاش گر نامیده می شوند . مشکل جدی خامنه ای این است که رو به گفتمان قدرت آورده است . همان گفتمانی که در طول تاریخ ، توجیه گر قدرت ، اعم از سلطان ، خلیفه و فقیه بوده است . آیت الله خمینی ، با همه ارادتی که به شیخ فضل الله نوری داشت ، از گفتمان سید حسن مدرس بهره می جست . همان گفتمانی که با تکیه بر مردم ، پروژه جمهوری خواهی رضا خان را ناکام گذاشت . گفتمان شیخ فضل الله ، چیزی نبود جز همان گفتمان انجمن حجتیه . انجمن حجتیه ای که سردمدارانش ، چون شیخ محمود تولایی ، معروف به حلبی ، آیت الله خمینی را به جهت خون های ریخته شده ، در 15 خرداد 1342 ، سرزنش و مستحق عذاب الهی می دانست . اینک ، آن گفتمان با افرادی چون ” جواد مادر شاهی ” ، در بیت خامنه ای لانه کرده است .

بازوان اطلاعاتی و امنیتی این گفتمان هم در اختیار معاودین عراقی ، همچون سردار ” محمد رضا نقدی “  است . آنان که چون انقلاب شد ، مانند مدعیان تازه از راه رسیده ، سعی در میراث خواری داشتند . آیت الله خمینی اما مجالشان نداد و آنان به انتظار آینده نشستند . اینک ، گفتمان قدرت ، با وعاظ  السلاطینی چون محمد یزدی ، احمد جنتی ، احمد خاتمی و کاظم صدیقی ، در مقابل گفتمان انقلاب صف آرایی کرده است . گفتمان انقلاب ، گفتمان رای اکثریت است ، هرچند نادرست باشد . آینده نشان خواهد داد که کدام یک از این دو گفتمان ، صحنه سیاسی ایران را ترک خواهد کرد .

تکمله * 

  سردار محمد رضا نقدی ، همان عراقی اخراج شده ای  که در کارنامه خود ” ضرب و شتم عبدالله نوری و عطاالله مهاجرانی در نماز جمعه تهران ”  و ”  شکنجه شهرداران تهران ”  در سالهای گذشته را دارد   ، به مناسبت 13 آبان ، جنبش سبز مردم ایران را برگرفته از کاخ سبز معاویه دانسته و دستگاه سرکوب را منتسب به جنبش سبز علوی دانسته است . باید به این سردار جهل و خشونت گفت : جنبش سبز علوی واقعی  ، با مردم و برای مردم بود . هرچند مردم به او پشت می کردند . و این  کاخ سبز دمشق بود که گفتمان قدرت را با زر و زور و تزویر بر مردم تحمیل می کرد .  25 سال  ”سکوت علی ”  در تاریخ ماندگار شد تا به خواسته مردم ، خدشه ای وارد نگردد . اما معاویه ، مخالفان را سرکوب می کرد تا ” سکوت اختناق ”  را برجامعه حاکم سازد .سردار محمد رضا نقدی