چرا دیکتاتورها از تاریخ درس نمی گیرند و همگی سرنوشتی یکسان دارند ؟

دیکتاتورها و مستبدین همواره به یک شیوه عمل می کنند . تنها روش های انهاست که به تبع زمان و مکان متفاوت است . دیکتاتور ها از زبان مردم سخن می گویند و خود را نماینده مردم می دانند . گاهی هم به نمایندگی از خدا سخن گفته و رفتار خود را توجیه می کنند ، چنانچه چنگیزخان مغول ، خود را عذاب الهی می دانست که بر سر مردمان فرود آمده است تا آنان را به سزای اعمالشان برساند .

حال فرقی نمی کند که چنگیز خان صحرانشین مغول باشی یا ناصرالدین شاه قاجار فرنگ دیده ، رضا شاه مخالف مذهب باشی یا رهبری که داعیه مذهب دارد . دیکتاتور که باشی به یک شیوه عمل می کنی . به ویژه اگر متعلق به زمان نباشی و چون توپی ، از قرون گذشته به زمان حال پرتاب شده باشی ، آنوقت است که رفتارهایت ، درتکرار تاریخ ، حالتی طنز و مسخره پیدا می کند . دراین میان ، رهبر جمهوری اسلامی ، که شخصیتی کاریکاتورگونه از سنت و تجدد دارد ، رفتارهایش ، تکرار کمیک رفتارهای همه دیکتاتور ها از قدیم و جدید شده است . ازیکسو گویی خسروپرویز ، سفاح ، نرون و چنگیز است و از سوی دیگر ، چونان رضا شاه ، هیتلر ، موسیلینی و محمدرضا شاه رفتار می کند .

همین نمایش های تلویزیونی اخیر در اعتراض به اهانت به بنیانگذار جمهوری اسلامی ، تکرار کمیکی از رفتارهای اسلاف اوست . در رژیم گذشته ، یکی از راهکارها برای مقابله با اعتراضات مردمی ، شبیه سازی و بدل سازی تظاهرات مردمی بود . حزب ایران نوین ، به رهبری امیرعباس هویدا ، وظیف داشت که عده ای از نیروها و اعضای خود را به عنوان دانشجو ، به دانشگاه ها تزریق کرده و از انها به عنوان نیروی خنثی کننده دانشجویان استفاده کند . همچنین در مواردی که اعتراضات دانشجویی وسیع و گسترده بود ، از نیروهای حزب و به ویژه شاخه جوانان آن ، برای ضرب و شتم دانشجویان کمک می طلبیدند .

شرح چنین سیاست هایی در کتابی به نام » اسنادی از جنبش دانشجویی در ایران » به طور مستند آمده است .

نهایت اما این قدرت مردم بود که بر همه این تظاهرسازی ها پیروز شد . بنابراین رفتارهای اخیر رژیم ، کارجدیدی نیست . جنبش سبز هم با این جنگ های روانی از میان به در نمی رود که پیش از شما نیز دیکتاتورها چنین شیوه ها و روش هایی را آزموده اند .

Advertisements

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: