نگاهی به ماهیت بعضی شعارهای جنبش سبز

این روزها برخی از هر دو طیف طرفدار و مخالف جنبش سبز ، مردم را به تندروی وبیان شعارهای ساختر شکنانه متهم می کنند . این سخن از جانب کسانی که تمامیت خواهی جزو اصول و ارزش هایشان است ، چندان غریب نیست . افرادی که یادآور رفتار » امیربهادر جنگ » ، درباری و طرفدار استبداد هستند ، که چون سخنی در مخالفت با مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه می شنید ، غش و ضعف می کرد . روی سخن اما با طرفداران جنبش سبز است . آیا اعتراض و مخالفت با رهبری که فراتر از قانون اساسی عمل کرده و تمامی نهادهای منصوب او از شواری نگهبان و قوه قضاییه گرفته تا نیروهای نظامی و انتظامی ، قانون را زیر پا گذاشته و در حوادث اخیر ، دستشان به خون مردم بیگناه آلوده شده است ، ساختار شکنانه است ؟

مگر نه این است که یکی از شرایط رهبر و ولی فقیه ، عدالت است ؟ ناظران بی طرف هم تصدیق می کنند که رهبر جمهوری اسلامی و قوای تحت نظارت او ، جانب انصاف و عدالت را رعایت نکرده اند . وقتی مجلس خبرگان رهبری که بایستی برعملکرد رهبر نظارت داشته باشد ، صلاحیت اعضایش از فیلتر شورای نگهبان زیر نظر رهبر گذشته ، دیگر چه امیدی بر کنترل رفتار وی وجود دارد . او خود در این چندسال همواره برمخالفت با نظر و رای مردم حرکت کرده و امکانات و اموال عمومی را در اختیار اقلیتی قرار داده که هیچ سنخیتی با شان ملت ایران ندارند .

طبق سیره علوی ، بیعت و وفاداری به رهبر و ولی ، تا زمانی از اعتبار و مشروعیت برخوردار است که رهبر از طریق عدالت منحرف نشود . حال که رهبر برای منویات خود فرمان به قتل مردم صادر کرده و این موضوع را به صراحت در نماز جمعه مورخ 29 خرداد 1388 بیان کرد ، تکلیفش روشن است . مردم هم به درستی شعار می دهند : » رهبر ما قاتله … ولایتش باطله » . این شعار در حقیقت یک شعار اصلاح طلبانه است که برای حفظ جمهوری اسلامی و حتی حفظ ولایت فقیه – البته نه به شکل امروزی آن – سرداده می شود .

برخلاف آنچه رسانه های تمامیت خواه بیان می کنند ، تاکنون شعاری در مخالفت با » اصل ولایت فقیه » سرداده نشده و اگر هم بوده ، معدود و اندک بوده است . آنکه ساختار شکنی کرده ، رهبر است ، که با رفتار های خود و نهادهای زیر نظرش ، کیان جمهور اسلامی را با خطر مواجه ساخته و قانون اساسی را به کتابی بیهوده و معطل تبدیل کرده است .

در واقع ، این مخالفت ها ، از همان جنس مخالفت های مردم ایران در دوره مشروطه است که  محمد علی شاه را به دلیل ضدیت با مشروطه و قانون اساسی خلع کردند . مخالفت هایی که در طول هفتاد و پنج سال مشروطه با شاهان مختلف شد و همه برای حفظ ساختار سلطنت مشروطه بود . از همین رو افراد مختلف از طیف های گوناگون از سید حسن مدرس ، مصدق ، قوام ، امینی ، مهندس بازرگان و آیت الله شریعتمداری  اصرار بر بازگشت به قانون اساسی مشروطه و لگام زدن بر اقدامات بی حد و حصر رضاشاه و محمد رضا شاه داشتند . حتی آیت الله خمینی نیز ، در ابتدا پایبند به چنین امری بود .

تسلیم در برابر قانون یا خلع شاه قانون شکن ، می توانست ساختار سلطنت مشروطه را حفظ کند . اما لجاجت و مقاومت بر موضع خود ، موجب تغییر سلطنت مشروطه شد . حال ، حکایت شعارهای جنبش سبز ، علیه رهبر است که برای حفظ ساختار جمهوری اسلامی ، از گلوی صدها هزار زن و مرد بیرون می آید . حتی شعارهایی چون » جمهوری ایرانی » در مقابل رفتارهای سرکوب گرانی است که در اجتماعاتشان ، پرچم » حزب الله لبنان » از جایگاه بالاتری نسبت به پرچم ایران برخوردار است .

آنکه ساختار شکنی می کند ، سید علی خامنه ای است و جنبش سبز با قدسی زدایی از او برای حفظ جمهوری اسلامی ، حتی اصلاح در راس نظام را جایز می شمارد .

Advertisements

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: