چرا قناری ها این روزها می میرند …

سراینده » این خانه قشنگ است ، ولی خانه من نیست » هم در گذشت . دکتر خسرو فرشید ورد ، استاد برجسته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران ، علاوه بر چیره دستی اش در شعر و نثر فارسی ، که چندان میانه خوشی هم با شعر نو نداشت ، یک ایرانی آزاده بود . جسور و بی پروا ، عقایدش را می گفت و بیم از عواقب آن نداشت . خاطره ای که در باره او می خواهم نقل کنم ، خود حاکی از این روحیه است .

دانشجویان ورودی سال 1371 زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران ، به یاد دارند که یکی از دانشجویان این دوره » حاج صادق آهنگران »  مداح جمهوری اسلامی بود .

او در جلسه امتحان درس دکتر فرشید ورد ، در حال تقلب بود که استاد متوجه این کار صادق آهنگران شده و با او برخورد نمود . استاد با خشم ، خطاب به آهنگران گفت :

» جوانان مملکت را به کشتن داده ای و حالا آمده ای تقلب می کنی ؟ »

یکی از دختران دانشجو که از طیف همین بسیجیان امروزی بود ، به دکتر فرشید ورد اعتراض کرد . استاد با شنیدن اعتراض دختر دانشجو ، از کوره در رفت و با خشمی افزون تر گفت :

» الطیبات للطیبین ، الخبیثات للخبیثین »

حال نمی دانم که بعدا با استاد برخوردی شده یا نه ، اما او همچنان همان روحیه و منش را داشت .

خبر فوت دکتر فرشید ورد را در جلسه ای با دوستان شنیدم . یکی از دوستان تعبیر جالبی از مرگ و میر هنرمندان و فرهیختگان جامعه در این چند ماه داشت . می گفت :

» معدن کاران همراه خود قناری به معدن می برند تا قبل از انشار گازهای سمی ، با مرگ قناری از موقعیت خطر آگاه  شوند » .

حکایت هنرمندان و فرهیختگان ایران ، همچنان قناری هاست که موقعیت خطر را پیش از دیگر مردمان دریافته و در حال مردنند . گویا آن یک نفری که نیما یوشیج برای نجاتش آدمها را صدا می زد ، ایران ماست .

آی آدمها

که در ساحل نشسته شاد و خندانید

یک نفر در آب ، دارد می سپارد جان

یک نفر دارد ، که دست و پای دائم می زند

روی این دریای تند و تیره و سنگینی که می دانید ..

Advertisements

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: